الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

122

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

خود را نگاه داشتند و بر جايى كه برايشان مقرّر كرده است ايستادند . و زمينى را كه آب نبود با سيلان و درياى تسخيرشده حمل كرد . آن دريا رام فرمان او و مطيع هيبت و جلالت اوست . با بيم از وى ، آب جارى فرو مىايستد . از تخته‌سنگهاى بزرگ و تپّه‌هاى بلند ، كوهها را برآورد و آنها را در جاى خود استوار كرد بدان‌گونه كه قلّه‌ها به آسمان سر برافراشتند ، و بيخها و پايه‌ها در آب قرار گرفتند . پس كوهها را از هموارى زمين ، مرتفع ساخت و اساس آنها را در متن قطرهاى آن و در مواضع علاماتش فرو برد . پس قلّه‌هاى كوهها را بلند گردانيد و ارتفاع آنها را از زمين فراتر برد ، و كوهها را براى زمين ستون قرار داد و آنها را همچون ميخ در زمين ثابت كرد . سپس زمين گرچه در حركت بود ، از اينكه اهل خود را بلرزاند يا از موضع خود منهدم گردد يا اهل خود را فرو بَرَد ، ساكت و آرام گشت . پس منزّه است آنكه زمين را بعد از موج زدن آبهاى آن نگاه داشت ، و بعد از رطوبت داشتن خشكش كرد و آن را براى خلق خود آرامگاه ساخت و برايشان گسترانيد تا بر فراز دريايى بزرگ و ساكن و غيرجارى و در حالتى كه آن را بادهاى تند برمىگردانَد و به هم مىزند و به حركت درمىآورد ، فرش و بساطشان باشد . « همانا در اين ، براى كسى كه مىترسد ، عبرت است . » در خطبهء 227 مىفرمايد : وَ لَو فَكَّروا في عَظيمِ القُدرَةِ وَ جَسيمِ النِّعمَةِ لَرَجَعوا إِلَى الطَّريقِ ، وَ خافوا عَذابَ الحَريقِ ، وَ لكِنَّ القُلوبَ عَليلَةٌ ، وَ البَصائِرَ مَدخولَةٌ . أَلا يَنظُرونَ إِلى صَغيرِ ما خَلَقَ كَيفَ أَحكَمَ خَلقَهُ ، وَ أَتقَنَ تَركيبَهُ ، وَ فَلَقَ لَهُ السَّمعَ وَ البَصَرَ ، وَ سَوّى لَهُ العَظمَ وَ البَشَرَ ؟ انظُروا إِلَى النَّملَةِ في صِغَرِ جُثَّتِها ، وَ لَطافَةِ هَيئَتِها لا تَكادُ تُنالُ بِلَحظِ البَصَرِ